خرید بک لینک
بارها و بارها نامم را صدا زده اندبارها خندیده ام گریه کرده امآرزوهایم را شمرده امو بارها و بارها فصل ها را دوره کرده ام نمی دانم زندگی ام از کدامین نقطه هستی آغاز شد!و در کدامین لحظه به خط پایان خود خ

برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: جمعه 18 بهمن 1398 ساعت: 19:21

تــو... همــه " منـی" بــا تــو "منـی" وجـود نـدارد تا رسیدن به مرز یکی شدن ... " از دلنوشته های نگار "

برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: جمعه 18 بهمن 1398 ساعت: 19:21

چه شبی است امشب !!!می خواهم شهر زاد قصه گوی خاطره های شیرین مان شومو تا سپیده برایت از قصه قشنگ رسیدن بگویم.با من بیا در بزم عاشقانه عاشقان بی دل ای هم نفس تنهایی هایم.بیا تا با هم بودنمان را در شب پ

برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: جمعه 18 بهمن 1398 ساعت: 19:21

از همان روزی که دست حضرت قابیلگشت آلوده به خون هابیلاز همان روزی که فرزندان آدمزهر تلخ دشمنی در خون شان جوشیدآدمیت مردگرچه آدم زنده بود ...از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختنداز همان روزی ک

برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: جمعه 18 بهمن 1398 ساعت: 19:21

یک بار هم صدایم کرد ابدِ من. یعنی به من ختم میشود.یعنی به هم ختم میشویم. هر چه که پیش بیایدحتی اگر روزها باهم قهر باشیم و از هم دلخورحتی اگر بدترین دعواها را با هم داشته باشیمحتی اگر از هم دلشکسته و

برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: جمعه 18 بهمن 1398 ساعت: 19:21

دشوارترین شکنجه این بود که ما یک به یک به درون خویش تبعید شدیم...

برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: جمعه 18 بهمن 1398 ساعت: 19:21

زمان هردو را بردهم بادبادکم راهمکودکیهایم راو مننخ خاطرههادر دستمگره خورده به جاییدر گذشتهها...

برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 19:08

اتاق " سی.پی.آر " بیمارستان جای جالبی ستآدم هایی که بیرون از آن تند و تند قدم میزنند ، گریه میکنند ، دعا میکنند ،حالشان بهتر از بیماری که برای زنده ماندن با دستگاه شوک دست و پنجه نرم میکند نیست. آدم

برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 19:08

با تو خیاطی خوبی شده ام دیروز های تلخ بی تو بودن را از گذشته ام برش می زنم ... تکه تکه روزهای ناب با تو بودن را بهم وصل می کنم... و چشم میدوزم در چشم فردای رویاهایی که برایم ساخته ای... حاصل ت

برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 19:08

زمین بر مدار پر تکرار گذر روزهایش چرخید و چرخید و زمان اینک بر تاریخ تولد دوباره من بی توقف در گذر است .و امروز بعد گذشت سال ها و مرور صفحات دیروز به این می اندیشم که اکنون من نه کودک خردسال گذشته ام

برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 19:08

هیچ تحویل سالی گذشته را تغییر نداد....هیچ سالِ نویی،اندوه را کم نکرد ...اما اتفاق دیگری افتاد...با هر تحویل سال بیشتر به زندگی اعتماد کردمو هر سال بیشتر سکوت کردم...و بیشتر درونم را پیدا کردم....هر س

برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 19:08

عشق یعنی ...یه نفر باید باشه تاچشمای خسته شب رو با آرامش وجودش به روی تاریکی ها ببندیو به شوق طلوع دوباره آفتاب نگاهشصبح رو به روشنی امید گره بزنی..." از دلنوشته های نگار "

برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 19:08

صفحه بندی